به نام خدا
دو ماه عزاداري هم تموم شد و رفت كه دوباره بوي غذاي نذري، حسين رو به يادمون بياره....
نه...از كسايي حرف نمي زنم كه وقتي دستهاي حاجتشون شله زرد رو هم ميزنه، چشماشون معصومانه خيسه...حرف من با اوناييه كه توي دسته هاي عزاداري چفيه مي بندن كمرشون و پاپ مي خونن؛هزمان كه زنجير مي زنن،سيگار هم مي كشن و نمي دونم چي رو مثل دود به هوا مي فرستن؟!طول و عرض عَلَمشون خيابونا رو بند مي ياره؛اونايي كه حسين رو حوسين خطاب مي كنن وبراي نذري گرقتن بهم مي پرن و...
اين چند نقطه رو سكوت كنيد كه حسي توي دلم مي گه حسين از مرورشون هم راضي نيست...
خب...اصلا توقع ندارم توي اين بلبشوي عيد و خريد عيد،كسي حوصله خوندن مطالب سفت و سخت رو داشته باشه . مي خوام موضوع رو به جايي ببرم كه شايد ظاهرش ديوارهاي تازه رنگ خورده و آجيل و شيريني اي باشه كه سالي يه بار دور هم جمعشون مي كنيم ولي احتمالاً مردم جمع شده دور اونا هم سالي يه بار دور هم جمع مي شن!!!! بله:نوروز
يكي از تفريحات خيلي سالم! كه معمولا كسي براي برگزار كردنش به آدم گير نمي ده، چهارشنبه سوريه
...اين رسم سنتي يكي از رسوم خيلي باحاليه كه از خيلي گذشته ها ! به ما رسيده و پيشرفت و ارتقاي خوبي داشته و طوري به زيبايي تحول يافته كه اگه يه جوان رو از زمان هخامنشي بلند كنيم و بياريم تو جشن خودمون،از شدت تحير و شگفت زدگي قطعا سنگكوب مي كنه!!و اگه با جنبه باشه و سكته نكنه ديگه حاضر نمي شه برگرده زمان خودشون و توي اون جشن لوس و سطحي و بي مزه خودشون شركت كنه....!!!!!
طبق مطالعاتي كه بنده حقير انجام دادم
در زمان هاي خيلي قديم،اين مراسم بصورت كسل كننده اي بر پا مي شد!به اين صورت كه قسمتي از ملت مي رفتن دشت و بيابون بوته مي چيدن و مي آوردن و توي كپه هاي سه تايي، پنج تايي يا هفت تايي كه بر اساس عدد ستارگان سرنوشت ساز بود،قرار مي دادن و بقيه ملت مي اومدن و ازشون مي خريدن تا شب چهارشنبه آخر سال اين بوته ها رو آتيش بزنن. البته بوته چين ها هم هر نوع بوته اي رو از جا در نمي آوردن؛ اونا بوته هاي خاصي رو كه خواص درماني و طبي داشتن،مي كندن و مردم اون زمونا معتقد بودن هنگاميكه اين بوته ها مي سوزن ،بخار اونها همراه با آتيش به هوا مي ره و شخص جهنده! در معرض اين بخار قرار مي گيره واگه مريض باشه خوب مي شه وبه این ترتیب كلمات" سرخي من از تو، زردي تو از من" كاملا مصداق پيدا مي كنه.البته توي روستا اين كلمات يه معادل تركي داشتن كه چون خيلي ها از اين زبان بي بهره هستن،نمي گم كه دلشون نسوزه!!
حالا اين مراسم كسل كننده! رو مقايسه كنيد با چهارشنبه سوري اين زمونه كه به طور خيلي باحال تر و علمي تر و بي خاصيت تري برگزار ميشه.قاچاقچي ها از چند هفته قبل دست بكار شده و به كشورهاي مختلف مي رن و مواد منفجره هايي كه خيلي هيجان انگيزن و مثل رعدوبرق صدا و تصوير دارن ، مي خرن و به دستفروش ها مي دن تا يه هفته مونده به مراسم توي كوچه و خيابونا بصورت دسته های nتایی بر اساس سلیقه مشتری و با جار و جنجال و سر و صدا که از صدای سوت موشک ها هم بلند تره بفروشن...ملت هم( اکثرا عناصر مذکر جامعه)
یه ماه مونده به مراسم پولهای بی زبون خودشون رو می دن تا صدای بلند تری بخرن!!! انواع ترقه هاجرقه ها فشفشه ها، نا رنجك ها و موشكهاي شهاب 1و2و 100 و بمب و حتي گاهي اوقات گفته مي شه بمب هاي هسته اي رو هم مي شه از اين دستفروش ها خريد.
همداني ها اين وقت سال يه چيزي درست مي كنن به اسم "كوزه جني"! يك كوزه پر از گوگرد و سنگ و گچ و... صداي انفجار اين كوزه پر از جن به قدري پر فركانسه كه تمام شيشه هاي اطراف رو خرد مي كنه...تكه هاي پرتاب شده كوزه هم معمولا يكي دو نفر رو از پا در مياره!! به قول سهراب: در گلستانه چه بوي علفي مي آيد...
برگرديم به گذشته، اون قديما يه اعتقاد ديگه اي باعث آتيش روشن كردن مي شد..آباي ما معتقد بودن با روشن كردن آتيش روي بام خونه هاشون ،روح رفتگانشونراه خونه رو پيدا مي كنن و ميان به زنده ها سر مي زنن! و البته در اين روزگار هم ما مي تونيم با برگزاري جشن چهارشنبه سوري به خوبي تن گذشتگانمون رو توي قبر بلرزونيم و روح اونا رو خوب قرين آتش كنيم!!! حالا بماند كه وقتي خودمون تشريف فرما شديم اون طرف، خدا برامون چهارشنبه سوري مي گيره
و به جاي اينكه مجبور باشيم از روي آتيش بپريم، بدون دردسر پرتمون مي كنن تو آتيش!!!![]()
و اما تنقلاتي كه مرسوم بود توي چهارشنبه سوري سرو كنن شامل خشكبار بوده كه كلي فايده براي سلامتي بدن داشتن كه البته هيچكدوم به پاي پفك و چيپس سركه
و استيك سيب زميني و آلوچه غير بهداشتي خودمون نمي رسن كه بسيار مفيد براي بالا رفتن فشار خون،كلسترول خون،ناراحتي هاي كبدي،سرطان ،انگل دار شدن و خلاصه انواع و اقسام درد ها و مرض ها هستن كه فيل رو هم از پا در ميارن... و در آخر اين بخش يه توصيه هم دارم: اگه احياناً خانواده گرامي براي شركت شما تو اين مراسم ممانعت به عمل آوردن، حتما با تاكيد بر پابرجا موندن سنت هاي نيكو!!! و قلقلك دادن حس اصالت گرايي شون سعي كنيد توجيه شون كنيد...
خب حالا مي رسيم به يه مراسم پيل افكن ديگه: خـــــانــــــه تــــكــــانــــي
مادر هاي محترم فكر مي كنن حالا كه 13-14 روز قراره همه اعضاي خونه بيكار باشن و استراخت كنن ،پس بهتره همه اونقدر خسته بشن كه استراحت عيد بهشون بچسبه. حالا كاري به اينش ندارن كه معلماي زحمتكش،توي تعطيلات عيد هم به فكر دانش اندوزي ما هستن و مارو از تست هاي بعد و قبل عيد بي بهره نمي ذارن... همونطور كه گفتم،ايرانيان زرتشتي قديم معتقد بودن كه اول هر سال ارواح ، به خونه اين دنياييشون بر مي گردن به همين خاطر بهتره بازماندگان و خونه خودشون(!) رو مرتب و تميز ببينن...اما حالا همونطور كه مستحضريد،هيچ كدوم از اين خونه تكاني ها ربطي به اموات خدابيامرز ندارن و فقط براي اينه كه مادر گرامي پيش زن همسايه كم نياره...
و اما.....سفره هفت سين
يه چيز جالب: مي دونستين اين سفره قبلاً"هفت شين" ( شهد،شكر،شيريني، شراب،شب بو، شالين و شبدر) بوده؟ اما در پي ممنوعيت شراب توي كشور،در قرن سوم هجري،اين هفت"سين"بود كه جاي هفت"شين"رو گرفت...حتما مي دونيد كه هر كدوم از ايت "سين" ها نماد چيزي هستن كه بعلت ضيق جا
و ايضاً حوصله، از نوشتنشون معذورم..
مي رسيم به شيرين ترين فسمت كه خستگي "تكليف عيد"رو از تنمون در مياره... بله عيدي گرفتن( نه عيدي دادن!!) مادر بزرگم مي گه اون موقع عيدي دادن هابه چند تا تخم مرغ رنگي ختم مي شد ولي الان مردم اونقدر مشكل عيدي دادن دارن كه سعي مي كنن به خونه هم نرن!!!!
اما به نظر من!
از اونجايي كه نمي شه حس ناسيوناليسم خودمونو نا ديده بگيريم و سنتهاي پسنديده رو ريشه كن كنيم نبايد اين رسم خوب و اقتصادي! از بين بره!!! هر چي هم اين روند رشد نرخ عيدي ها به پيش بره براي ما ها بهتره!!پس زنده باد سنت اهورايي عيدي گرفتن!!!
و اما سكانس آخر:
بهار تكرار گل است و بهشت تكرار بهار با ضريب بي نهايت؛ اگر بهاران را در خود تكرار كنيد:
بـــهــشـــــــت همينجاست....
پيشاپيش عيدتون مبارك، بهاري باشيد...![]()

