با"عرض" سلام و "طول"احوالپرسي خدمت همه عزيزان و درود بيكران بر تك تك حضراتي كه با نظرات خوبشون بنده حقير رو مورد الطافشون قرار دادن (به اين ميگن ادب به سبك مجري هاي صداوسيما!!) ![]()
و بعدابعد!، روز معلم رو به همه معلماي عزيز و زحمتكش تبريك ميگم.... خدا رو شكر كه تمامي امكانات رفاهي، معنوي و... براي اين قشر عزيز ،فراهم و مشكلات اقتصادي،اجتماعي و سياسي! اونا هم يكي پس از ديگري حل و فصل شدن
... فقط اين مشكل خجالت زده بودن معلمين
از روي مسئولين رو هنوز كسي نتونسته حل و فصل كنه كه اميدوارم حل اين مشكل هم مثل ساير مشكلات در دستور كار قرار بگيره!!!!
اگه يادتون باشه،توي چند پست قبل،در مورد وجنات رودخونه زيبا و رويايي (!!!؟؟؟) روستامون نوشته بودم و نظر به اين كه شنيدن هيچوقت مانند ديدن نمي شه،بهتره به تصاويري از اين رودخونه توجه كنيد مسئوليت عواقبش بر عهده خودتون!!! و در ضمن كيفيت پايين شون رو هم ديگه بايد ببخشيد با گوشي همراه بهتر از اين در نمياد:![]()


و اينم ساختمان دهياري روستا:


مجموعه ورزشي:

دور نمايي از روستا برروي تپه باستاني:

وسلام بر شهیدان
....:

قصد داشتم چند تا عكس هم از جشنواره بين المللي فيلم كودك و نوجوان كه توي همدان برگزار شد ، بذارم كه ديدم اين چند روزه به قدري رسانه ها به اين موضوع پرداختن كه اگه بخوام تكرار مكررات كنم،حاصلش فقط سنگين تر شدن وبلاگه.... ![]()
ضمن تشكر دوباره از همولايتي هايي كه همكاري مي كنن، يكي از ايميلهايي كه يه مدت پيش در يافت كردم به سمع(؟!) و نظر مي رسونم هيچ توضيح اضافه اي هم در موردش نمي دم چون اين هم روستايي خوبمون همه چيزو تمام و كمال توضيح دادن:
سلام
به دلیل کبود وقت میرم سر اصل مطلب
به نام خدا
یکی دیگر از مشکلاتی که در چندین سال اخیر دامنگیر روستا شده و من مسبب آن را دولت میدانم مهاجرت جوانان روستا به شهرهای بزرگ از جمله تهران است این اقدام که برای کار کردن است بر اساس آماری که از چندین محله ی روستا گرفته ام میتوانم با جرات بگویم که حدود%50 این افراد را شامل میشود(حالا دو عدد بالا پایین فرق نمی کند)
و این در حالی است که دولت از یک طرف امکان کار کردن در روستا را از آنها می گیرد مثل پلوم کردن در چاه های کشاورزی جلوگیری ازدامداری در کوه پایه ها گرفتن زمین های کشاورزی ولوله کشی در زمین های کشاورزی برای صادرات گاز(بدون اینکه روستا بويي از گاز ببرد) و از طرف دیگر خواهان خلوت کردن شهر تهران وجلوگیری از مهاجرت به این شهرکه مردم آن به جای اکسیژن(ببخشید این مثل اینکه نداره)منو اکسید کربن مصرف می کنند واعصابشان گوگردی است و.....بگذریم.
این افراد که به سوی شهر کشیده شده اند ماه ها وحتی سالها درزیرزمین رستوران ها ظرف شسته واندک مایه ای جمع می کنندو با شرایطی که در این مدت پیدا میکنند دیگر هر گز توان برگشت و ادامه ی کار وزندگی در روستا را ندارند هر چند از حق نگذریم افرادی برگشته وبا حرفه ای که به زور پیدا کرده اند مغازه ای باز کرده و به ادامه ی شغل خود در روستا میشوند که این برای روستا مفید است ولی اکثر این افراد یک چهار دیواری آن هم به هر قیمتی شده پیدا میکنندو دختری از روستا ستانده(بی چاره دختره)و بار خود را بسته واز این روستای پر طراوت به سوی آن چار دیواری میشوند
علی ای حال دولت میتوانست در مقابل گرفتن مشاغل انها شغل های جدیدی را در روستا ایجاد کند وبه قول معروف با یک تیر دو نشان بزتد اما کو گوش شنوا ولی گویند« تو نیکی کن در دجله انداز که ایزد دهد در بیابانت باز»
(البته اگر این کار نیکی داشته باشد)
ببخشید که چشم هایتان را خسته کردم
امیدوارم این موضوع جايي در وبلاگ شما داشته باشد(به قلم ویا تایپ ویا فکر ویا...خودتان)
خداحافظ
تا بعد...شب و روزتون خوش و حق يارتون![]()

