را به پس پشت فکنده و خندان در آستانه ی تعطیلات ایستاده است....
حضورش
کدورت و خستگی را شکسته و بر جای پاهایش سبزینه سنبل رسته است.باهر
نفسش خنده ای می دمد به پیشبازش میرویم تا خوش آمدش گوییم با لبی خندان و
دلی خوش به او دروووود....
بر شما نیز درووود....
خوبین؟امتحانات هم که تموم شدن و نتیجه تموم شدنشون
هم یه نفس راحته و یه فکر آسوده....تابستونتون بخیر...
بیشتر از این خوشحالم که از امتحان عربی
و جغرافی
خلاص شدم... (ازاونجا
که دست استکبار پاچه فرهنگ مارو دودستی چسبیده، بعد از امتحان جغرافی ،طی
یک اقدام نمادین و سمبولیک، کتابهای جغرافیمون رو آتیش زدیم
....چقدر دلمون
خنک شد... )
ضمن اظهار شرمندگی و ندامت!بابت تاخیر یک ماهه ام(به قول شاعر:تا نیست غیبتی
نبود لذت حضور
) عارضم خدمت شریفتون که توی پست قبلی یک فقره کامنت
داشتم من باب دست اندازهای جاده ها و خیابونای ده؛و پیشنهاد شده بودکه پست
بعدی راجع به این موضوع باشه .در راستای احترام به حقوق بازدید کننده، پیشنهاد
این همولایتی(؟) رو قـــبـــول می کــــنــــیـــم![]()
فرض می کنیم شما می خواید از یکی از خیابونای قباق تپه رد بشید
اولین کاری
که می کنید چیه؟ به چپ نگاه می کنید؟چی؟به راست؟به هر دو طرف؟
نه....هیچکدوم درست نیستن و شما کاملا در اشتباهید... اول بایدزیر پاتون رو نگاه
کنید که یه وقت به خاطر چاله چوله های خیابون (؟!) زمین نخورید!!!! البته قبلش بنا
بر احتیاط واجب باید شهادتین رو بر لب جاری کنید!!!
از نظر علمی(!!) اين دست اندازها یا بهتره بگم خندق ها به دو دسته کاملا متمایز
تقسیم میشن
: دسته اول و دسته دوم!
دسته اول دست اندازهایی هستن که منشأ پیدایششون بر میگرده به درست
آسفالت نکردن خیابونها و یا شاید هم درست استفاده نکردن ماها و دسته دوم،دست
اندازهایی هستن که نشأت گرفته شدن از قضیه همون موتور سوارها و اقدام
فداکارانه اهالی برای ساختن سرعت گیرهایی که طبیعتا غیر استاندارد هم هستن...
*نـــــکــــتــــــه: علاقمندان به دانستن جزئیات بیشتر در مورد دست اندازهای
دسته دوم رو حواله می کنم به پست دوم این وبلاگ
خلاصه اینکه این مشکل به قدری ملال آور بوده که سروصدای خیلی ها رو درآورده و
زبان اندر بیان احوالاتش گنگ است و قاصر.اگه قرار باشه در مورد مصائبی که همین
مشکل به ظاهر کوچیک به سرمون آورده بنویسم کل وبلاگ می ره تو آرشیو.
و در
چنین شرایطی فقط یه ذهن حقیقت ستیز می تونه ادعا کنه که این معضل زیاد مهم و
جدی نیست!
...سخن کوتاه کنم که هربار عبور از این خیابونها مُمدّ حیات است و در
هر عبورگشتنی شکری به جا...![]()
ویه مسئله دیگه:همه جا دیدیم وقتی بارون میاد همه خوشحال میشن که زمین و
آسمون پاک میشه و همه از تمیزی لذت میبرن ولی کار ما برعکسه با هر بار تنزيل
نزولات جوی
باید غصه اینو بخوریم که همه معابر حتی خیابونای آسفالت پر از گل و
لای میشن
و علتش هم معدود محله هاییه که هنوز آسفالت نشدن البته این
مسئله رو نمی شه گردن مسئولین انداخت چون چند بار تصمیم گرفته شده که
چندتا از این محله ها رو آسفالت کنن ولی این بار بعضی از اهالی مخالفت کردن چرا
که خونه شون توی طرح راهسازی قرار میگیره...به هر حال باید یه فکری هم به حال
این مشکل بشه چون این محله ها که توی فصلهای پرباران تبدیل به باتلاق میشن
واقعا چهره روستا رو خراب می کنن.و موجب انقباض خاطر اهالی میشن
...
پانوشت۱)همونطور که گفتم دست استکبار این بار فرهنگ مارو هدف قرار داده برای
مبارزه با این مسئله بر هیچکس پوشیده نیست که باید فرهنگ کتابخوانی (نه کتاب
سوزی
) رو رواج بدیم.بر این اساس تصمیم گرفتم آخر این پست یک کتاب معرفی
کنم تا مشت محکمی باشه بر دهان کسانی که معتقدن ما ضد فرهنگیم
.
عنوان کتاب :جهانی شدن و ابعاد آن*** مولف:حسین رضا طاهری*** اتشارات:جام جم***
چیز دیگه ای در موردش نمی گم( مشک آن است که خود ببوید...)
پانوشت۲) يه مدت پيش توي سايت مجله تايم(نيوز) لينكي ديدم تحت عنوان
faces of iran که یک گزارش تصویری در مورد آداب و رسوم ایرانی هاست بد
نیست شما هم ببینیدش این هم آدرسش:
http://www.time.com/time/photoessays/2007/paolo_woods_iran/?detectflash=false
تا بعد....پيروز و سربلند باشيد.حق يارتون....![]()
